تعداد و نفرات در جهاد نرم

رسول خدا (ص) فرمود: بهترین صحابه(همسفر) چهار نفر و بهترین سرایا(دسته قشون جهت اعزام مأموریت) دسته چهار صد نفرى و بهترین (جیوش)لشکر چهار هزار است و لشکر دوازده هزار نفرى اگر پایدارى کنند(صبروا) و صمیمى باشند(صدقوا) شکست پذیر نخواهند بود.( الخصال،  ج‏1 ؛ ص202).

با قید موضوع پس‌زمینه که مثلاً این روایت در شرایط آن روز عربستان و به اقتضای نوع جنگ تن‌به تنی که رواج داشته است کاری ندارم. قصد طرح این ادعا را هم ندارم که مثلاً یک دسته چهارصدنفری برای نجات مردم بحرین کافی است. نمی‌خواهم بگویم همین تعداد برای از بین رفتن اسرائیل کافی است. نمی‌خواهم بگویم با همین تعداد بساط آل سعود برچیدنی است. نمی‌خواهم تأکید روی صبروا و صدقوا داشته باشم که در این خصوص بحث‌های فراوانی شده است.

بحث بر روی عدد و نفرات در جهاد نرم است و جایگاهی که این موضوع در جهاد نرم دارد. آنچه مسلّم است در این عرصه احیای نفرات، موضوعی مهم بوده و زنده شدن هر نفر، معادل احیای همه بشریت است. و از جهت و زاویه دیگر، بدیهی است که افزایش نفرات، تحت شرایطی خاص می‌تواند مفهوم قدرت بیشتر داشته باشد. این شرایط خاص را می‌توان در این جمله خلاصه کرد که، هر افزایش و تعددی اثر قدرت ندارد، هیچ، بلکه عامل ضعف نیز می‌تواند باشد. اینجاست که مثلاً قید صبر و صدق که در روایت بالا آمده بود اهمیت پیدا می‌کند.

وقتی جایگاه نفرات معلوم شد، دو موضوع در جهاد نرم بسیار پر رنگ می‌شود اول اینکه چگونه می‌توان بر نفرات جریان حق افزود؟ و دوم اینکه در برابر کثرت عدو و دشمن چه باید کرد؟ پاسخ به هر دو پرسش، با خود انواع طرح و نقشه‌ها را تصویر می‌کند و راه‌های متعددی را پیش  پای مجاهد می‌گشاید. مثلاً در جهاد سخت برای پاسخگویی به این مهم بوده که ابزار و اسلحه‌هایی که کارآیی یک رزمنده را از یک نفر به چند نفر ارتقا بدهد، ساخته شده است. یک تیربار که در جای خوبی کاشته شده باشد حقیقتاً توان یک رزمنده را چند برابر می کند قدرت و امکان یک خلبان جنگنده با یک نیروی پیاده قابل مقایسه نیست. یک نفر می‌تواند نشریه‌ یا رسانه‌ای را اداره کند و نیرو و ظرفیتش میلیون‌ها برابر شود.  ولی بار ویژه‌ای در پرسش دوم وجود دارد و آن تأکید بر ظاهر قلیل نفرات در جبهه حق است. تأکیدی که چاره‌ای جز فراهم آوردن ابزاری با قابلیت چندین برابر کردن توان یک رزمنده باقی نمی‌گذارد و عاملی می‌شود برای ابراز شدت نیاز به امدادهای غیبی و اتصال به منشأ حیات و قدرت. در قرآن به شکل‌های مختلفی به این موضوع پرداخته شده است. مثلاً در جایی فرموده است: « اى پیامبر، مؤمنان را به جهاد برانگیز. اگر از [میان‏] شما بیست تن، شکیبا باشند بر دویست تن چیره مى‏شوند، و اگر از شما یکصد تن باشند بر هزار تن از کافران پیروز مى‏گردند، چرا که آنان قومى‏اند که نمى‏فهمند. اکنون خدا بر شما تخفیف داده و معلوم داشت که در شما ضعفى هست. پس اگر از [میان‏] شما یکصد تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز گردند، و اگر از شما هزار تن باشند، به توفیق الهى بر دو هزار تن غلبه کنند، و خدا با شکیبایان است». (آیات65و66سوره انفال) منطق این آیات همان منطقی است که جزای بدی را معادل آن بدی و پاداش خوبی را معادل ده برابر آن می‌داند. بر این اساس، با این منطق هفتادو دو نفر در مقابل سی‌هزار نفر که هیچ در مقابل همه کفر در همه زمان‌ها نیز کم نیست. با این منطق فاطمه(س) نسائنا، علی‌(ع) انفسنا و حسنین(ع) ابنائنا است. با این منطق سیصد و سیزده نفر برای یک انقلاب جهانی کم نیست که وحی خود حیات و قدرت می‌آفریند، وحی انسان را بیشمار می‌کند. امام سجاد(ع) فرمود: «اذا قام قائمنا اذهب الله عزوجل عن شیعتنا العاهة و جعل قلوبهم کزبرالحدید و جعل قوّة رجل منهم قوّة اربعین رجلاً و یکونون حکام الارض و سنامها»(مشکاةالأنوار، ص79)

/ 1 نظر / 7 بازدید
نردبان

اللهم اجعل محيانا محيا محمدٍ و آل محمد و مماتي ممات محمدِ و آل محمد