کوثر

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی فاطمه وابیهاوبعلها وبنیها

به بهانه سوره مبارکه کوثربهمن87

بگذارتاتک تک سوره ها را درمسلخ نفرت وتردید ذبح کنند! وبسمله ها رابرفراز نی درجایی دورتر از پیکر بی کفن قرآن برافرازند،که نحر سوره های خدا قطع جریان توحید نیست؛خود امتدادی سرخ است در امتداد خونین شفق وردی آتشین است به هیبت و صلابت برق!

بگذار تا اذان را پی کنند و خیر العمل را در زنجیر از کربلا تا کوفه از کوفه تا شام،کوچه به کوچه، شهربه شهر، قصرتا قصرو خرابه تا خرابه بگردانند؛که مؤذن خورشید است،ایستاده بر منبر،آنچنان بلند،که هیچ دستی نتواند بانگ اذانش را خاموش کند!

بگذار تا خورشید سربرهنه نمازکند و حلقوم پاکش عطش تلاوت نماید و محیا شود برای نحر!

بگذار تا جهنم بغض و کینه و نفرت در انعکاس طبیعی این قطع و اتصال، این صلّ و نحر، برافروخته گردد، آنسان که کسا آتش بگیرد و آل کسا هنوز در خیمه باشند،که حریق حقیرتر از آن است که بتواند گردی بر امتداد ردای خلیل بنشاند.

چه ابلهانه وکوتاه است خیالی که پنداشت،باقطع جریان آب و با دریدن سینه مشک می تواند،کوثر را بخشکاند!وچه خام ومضحک است، پنداری که گمان برد با قطع دستان ماه و انشقاق پیشانی اش، می تواند مدّ باشکوه دریا را مانع شود! چه ابتر است گمانی که تصور کرد، امتداد حسن  برچیده شد! و چه حقیر است تصوری که در ترسیم حقیرانه اش نقشه شکستن آیینه را می کشید، تابه خیال خود خَلق و خُلق و منطق رسول الله(ص) را خرد کند. و چون گلوی گلبرگ پاره شد، من الاذن الی الاذن، سودای نشکفتن غنچه ها ابتر ماند ،چرا که انا اعطیناک الکوثر بر محاسن حسین نازل گشت!

و حسین خون قلبش را در تو پاشید تا بندگانت را ازجهالت و حیرت گمراهی برهاند. که این است حکمت فصل لربک و انحر: « هرکس محبت حسین در سینه داشت، جریان می یابد، در امتداد جاری خروشان خون خدا! و سرنوشت سیاه نفرت از منشأ محبت، ابتر ماندن است.»

/ 1 نظر / 4 بازدید
پورصالحي

شكوه كوثر در رگ هاي متن شهود ميشود...