طریقی برای سیر در آسمان

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها وبنیها

مات و مبهوت به کمرکش کوهی نگاه می‌کرد که آدم‌ها از آن بالا می‌رفتند. بیش از هر چیز توجهش به راه و مسیری جلب شد که همه یا سعی می‌کردند به آنجا برسند و ادامه مسیر بدهند و یا در آنجا قرار داشتند و به بالا رفتنشان ادامه می‌دادند. راهی است ساخته شده از کثرت عبور، متمایز از بقیه کوه فقط چون بیشتر کوبیده شده و به قول معروف پا خورده است، فرق دارد با بقیه کوه!

 خیره خیره نگاه می‌کرد به صحرایی که پر از رمل بود باد می‌وزید و شاید تا فردا با خودش این کوهی را که کنارش بود و از ماسه‌های نرم تشکیل شده بود جابجا می‌کرد. فکرش را بکن چقدر فضا متغیر است وای اگر گم بشوی و آسمان و به دادت نرسد! اینجا علایم، روی زمین نیستند جاده را باید از آسمان طی کرد!

برّ و برّ خودش را در آیینه ورانداز می‌کرد با خودش چشم در چشم شد این چشم همان چشمی بود که مسیر روی کوه را دنبال می‌کرد و قبل از اینکه دیگران به قله برسند، او را به قله می‌رساند! پای مسافرت است این چشم! یاد کویر افتاد و آسمان، و نیازی که او را بالا می‌برد. در کمتر از آنی چشمانش در میان ستاره‌ها بود و همسفر با ستاره‌ای که هم برایش راه بود و هم راهنما!

/ 4 نظر / 5 بازدید
سمانه

سلام دوست عزیز... وبلاگ بسیار زیبایی داری... اگر دوست داشتی به من هم سر بزن.

خانزاده

چشم ، اگر چشم باشد ، ‌پاي مسافرت است ؛ وگرنه هر چشمي كه پاي مسافرت نمي‌شود ! بايد اين چشم را ساخت براي ديدن راه ؛ پيدا كردن راه ؛ سير در آسمان ؛ و ... . بايد مراقب اين چشم بود و گرنه شايد بيراهه ببيند ؛‌ آنوقت به قول سهراب : (اين) چشمها را بايد شست ... !

بانوی معصوم

از بس این مدت سیاسی نوشت داشتید و آن تیتر معادلات و شرایط سیاسی را دیدم... از در که آمدم تو فکر کردم نوشته اید:«ظریفی برای...» با خودم گفتم بسم الله! آقای ظریف در آسمان! این دیگر چه می تواند باشد!:))

کاظم لو

ستاره زیبای دنباله دار راه بلد ما ظهور کن تا چشم ما هم همسفرو همراه تو شود و به تو برسد