جغرافیای تاریخی در جغرافیای وجودی انسان

مقدمه

جغرافیای تاریخی دانشی بین رشته‌ای است که مانند هر دانش دیگری، برای تحلیل و بهره‌گیری از آن، دو موضوع باید مورد توجه قرار بگیرد، یکی تعریفی که از این مفهوم می‌شود و دیگری ظرفیتی که متناسب با تعریف یاد شده باید مورد توجه قرار بگیرد. تقریباً در تعریف جغرافیای تاریخی توافقی وجود ندارد. برخی آن را علمی می‌دانند که به بررسی تأثیرات جغرافیایی  بر وقایع تاریخی و سیر تاریخی مرزها و اکتشافات جغرافیایی بیان می‌کند. اما در رشته متداول جغرافیا، تعریف دیگری ارایه می شود و آن شرح تغییرات عوامل جغرافیایی در طول زمان است. تعریف دیگری از جغرافیای تاریخی وجود دارد که مضمون آن قایل شدن به بررسی تحولات تاریخی یک منطقه جغرافیایی با تکیه بر عوامل جغرافیایی است. شاید بتوان گفت که تعاریف یاد شده همگی به وجهی از حقیقت جغرافیای تاریخی اشاره دارند و این وجوه که می‌تواند موارد متعدد دیگری را نیز شامل شوند، همگی قابل پذیرش هستند. گفتنی است که همیشه دقتی در این تعاریف وجود داشته تا حیثیت مستقل این رشته از علوم حفظ شود و در حالی که بر جنبه جغرافیایی بودن آن تأکید می‌شود، تاریخ و سرگذشت انسان‌ها نیز مورد ملاحظه قرار بگیرد، پس همواره این نگرانی که تعریف جغرافیای تاریخی با تعریف تاریخ و جغرافیا خلط نشود وجود داشته است. اما آنچه که در این نوشتار به آن خواهیم پرداخت، بسط بیشتر این تعریف و قرار دادن آن در قلمروی از انسان شناسی، برای بهره‌گیری بهتر از این علم است و می‌تواند خلأهای موجود در رویکرد به این دانش را مشخص و معلوم کند. قلمروی که از آن تعبیر به ساختار وجودی انسان می‌شود. نقشه‌ای از عناصر مختلفی که حیات یک انسان را شکل داده و می‌سازد. پس آنچه که در ادامه خواهد آمد، تعریف ساختار وجودی انسان و معرفی اجمالی از عناصر آن، پیوند این موضوع با جغرافیای تاریخی و نهایتاً تحلیل نمونه‌هایی از اطلاعات جغرافیای تاریخی است.

 جغرافیای وجودی انسان

دقت نظر در یک کودک انسان که مرحله به مرحله شخصیت او تکوین پیدا می‌کند و یا بررسی پیری  که توانش گام به گام روی به افول می‌گذارد، تا جایی که از او در اذهان تداعی کودکی کهنسال می‌شود، بهترین بستر برای بررسی لایه‌های وجودی انسان است، همان چیزی که از آن به جغرافیای وجودی یا ساختار وجودی انسان تعبیر می‌کنیم. در این بررسی اولین منطقه‌ای که جلوه می‌کند منطقه حواس پنجگانه است که به مرور تکامل یافته و نقش دریچه ورودی پدیده‌های بیرونی به درون انسان را ایفا می‌کند. منطقه دوم خیال انسان است که منطقه تصویرهاست و احساس وحشت، انس، لذت، تنفر، زینت و غیر آن در لوح و صفحه آن تصویر و ترسیم می‌شود. منطقه سوم منطقه وهم است که شامل گزاره‌های جزئی از موضوعات و تجربیات مختلف می‌شود و اقسام ارتباط در آنجا تعریف می‌شود. منطقه چهارم منطقه عقل است که منطقه ارزیابی و ارزش‌گذاری و انتخاب محسوب می‌شود این منطقه، منطقه کلیّات است که با هیچ و هر و هست و نیست موضوعات سر و کار دارد.  منطقه پنجم منطقه علم محسوب می‌شود و بایدها و نباید‌های برخاسته از هست و نیست‌ها، در آنجا سامان می‌یابد. گفتنی است که خط سیر حواس تا علم، فاصله‌ای است که از آن تعبیر به تفکر می‌شود. اما منطقه ششم، منطقه ایمان است که شامل محبت و احساس اطمینان به برخی از بایدها و نبایدهای یاد شده است. در منطقه هفتم که منطقه صفات است برخی از هست و نیست‌هایی که تبدیل به باید و نباید شده و در منطقه ایمان مورد اطمینان قرار گرفته، تبدیل به عادات و ملکات می‌شود. در منطقه هشتم که منطقه فعل است، انگیزه‌ها و برنامه و اقتضائات یک عمل تعریف می‌شود و در منطقه نهم که منطقه عمل است بروز یک رفتار یا کلام و یا کار میسّر می‌شود و عینیت پیدا می‌کند. در مرکز این چرخه، منطقه توجه به عنوان محور قرار دارد و این منطقه، شکل کلّی‌تر فعل است که همه ساختار وجودی انسان قائم به آن منطقه است. گفتنی است که فاصله میان علم تا عمل، منطقه‌ای است که از آن تعبیر به عزم می‌شود. چنان که در طلیعه بحث گفته شد، همه این نکات را می‌توان از خلال مطالعه بر فرآیند تکوین شخصیت یک کودک انسان و یا در سیر زوال توانِ یک کهنسال، مشاهده و احصاء کرد.(اخوت، احمدرضا، 1389، ص267-298) شکل پیش‌روی گویای توضیحات یاد شده است. اما پاسخ به این سؤال که چرخه فوق به عنوان جغرافیای انسان، چگونه می تواند با جغرافیای تاریخی مرتبط شود و اصولاً چه فایده‌‌ای را از این ارتباط حاصل می‌شود، موضوعی است که در ادامه مورد بحث و ارزیابی قرار خواهد گرفت.

نسبت ساختار وجودی انسان با جغرافیای تاریخی

پیش از این و در مقدمه این نوشتار، تعاریفی را که از جغرافیای تاریخی مطرح است را بیان کردیم. صرف نظر از اینکه کدام یک از تعاریف را ارجح بدانیم یک اصل ثابت وجود دارد و آن قلمروی است که همه ارایه کنندگان تعاریف یاد شده برای جغرافیای تاریخی قایل هستند. تقریباً همگی روند تاریخی که انسان در محیط زندگی داشته و از آن تأثیر گرفته یا آن را دستخوش تغییر قرار داده است را یکی از موضوعات اساسی در دانش جغرافیای تاریخی محسوب می‌کنند و از این روی یکی از موضوعات مورد علاقه ایشان توسعه زندگی انسان از کوچ نشینی تا یکجا نشین شدن و  تشکیل روستاها و نیز توسعه روستاها تا پدید آمدن شهرها قرار می‌دهند، واحدهای زندی اجتماعی اعم از طسوج و رستاق و غیر آن مورد علاقه آنهاست و درهمین راستا است که دست به شمارش عواملی می‌زنند که منجر به پدید آمدن شهرها در اقلیم‌ها و فرهنگ‌های مختلف است.  دقت بر راه‌ها و معماری و دیوار و دروازه شهر و برج و باروی آن، شارستان و ربض و شاه‌نشین و میدان شهر و بازار و غیره، تحلیل و مطالعه نظام آب‌رسانی و چاه‌ها و قنات‌ها و رودخانه‌ها حتماً موضوع مورد علاقه کسانی است که جغرافیای تاریخی را دستمایه برطرف شدن عطش کنجکاوی و حقیقت‌خواهی خود قرار داده‌اند. جالب است که قلمرو یاد شده از جغرافیای تاریخی، آمیخته و ممزوج با علوم دیگری همچون معماری، تاریخ، زمین‌شناسی و جامعه‌شناسی و البته انسان‌شناسی است. در جغرافیای تاریخی، وقتی سخن از نیازهای اساسی انسان، اعم از غذا و آب و لباس و نکاح در یک اقلیم و ناحیه به میان می‌آید، ناخودآگاه موضوع جمعیت انسانی به عنوان مؤلفه‌ای مهم و مشترک میان تاریخ و جغرافیا و جامعه شناسی مطرح می‌شود و این همه در منطقه‌ای از ساختار وجودی که همان منطقه حواس و خیال است تعریف شدنی است. وقتی سخن از کار و سرمایه به میان می‌آید انواع مناسباتی است که آن را به عنوان نظام اجاره و اجیر کردن می‌شناسیم که هر صنف و شغلی در جامعه نیازهای آن جامعه را پوشش می‌دهد و اقسام ارتباطاتی شکل می‌گیرد که نیاز، تضمین‌کننده دوام آن است و این همان چیزی است که در جغرافیای انسان و ساختار وجودی او به عنوان ناحیه خیال و وهم شناخته می‌شود. دین و ارزش‌ها و فرهنگ و تاریخ یک جامعه که عناصر مورد ارزیابی در جغرافیای تاریخی هستند، معیار سنجش و انتخاب انسان‌ها و ملاک امر ونهی‌های آنها محسوب می‌شوند و این قلمرو همان چیزی است که در جغرافیای وجودی انسان، به نام منطقه عقل شناخته می‌شود. در جغرافیای تاریخی مستقیم یا غیر مستقیم، پیشرفت جوامع در خط و اسناد و نظام اداری و دیوانی که بنیان آن را روابط تجاری تعریف می‌کنند، مطرح و اهمیت بررسی پیدا می‌کند و این مهم در جغرافیای وجودی انسان، در قلمرو بایدها و نبایدها یعنی منطقه علم تعریف می‌شود. در جغرافیای تاریخی، مستقیم یا غیر مستقیم نهادها، مساجد، موقوفه‌ها و بناها و اراضی و منابع مرتبط تحلیل و ارزیابی می‌شوند، در حالی‌که این قلمرو که شامل صدقات و نهادهای خیریه است، در منطقه ایمان از جغرافیای وجودی انسان تعریف می‌شود. درست است که مطالعه عادات و خلقیات مردم، اعم از بخل و سخاوت و میل به‌ کار یا انگیزه ضعیف در آن، مستقیماً به جغرافیای تاریخی مربوط نمی‌شود، اما کمی دقت کافی است تا این ارتباط را به شکل غیر مستقیم به شکل میزان آبادانی یک ناحیه با جغرافیای تاریخی مرتبط ببینیم، قلمروی که در جغرافیای وجودی انسان به عنوان منطقه صفات شناخته می‌شود. امنیت یک منطقه که با میزان تهدیدهای طبیعی و انسانی قابل ارزیابی است، همیشه مورد توجه جغرافیای تاریخی بوده و شاهد ارتباط آن با جغرافیای تاریخی، اهمیت تحلیل برج و بارو و خندق‌ها و دیوارهای شهرها  در جغرافیای تاریخی است که در جغرافیای وجودی انسان به منطقه‌ای موسوم به فعل مربوط می‌شود. عمارت و آبادانی که کاملاً به تلاش انسان در توسعه کشاورزی و به تبع آن دامداری و تولیدات دیگر وابسته است، از عوامل مورد ارزیابی در جغرافیای تاریخی بوده که در جغرافیای وجودی انسان، در منطقه عمل تعریف می‌شود، منطقه‌ای که حیات اجتماعی و مهاجرت یا ثبات افراد از نتایج جدانشدنی آن محسوب می‌شود. به هر حال، بیان نمونه‌هایی که به عنوان شواهد ارتباط جغرافیای تاریخی با جغرافیای وجودی انسان مطرح شد، می‌تواند ثابت‌کننده پیوند ناگسستنی جغرافیای تاریخی با جغرافیای وجودی انسان باشد. پیوندی که در صورت توجه به آن، هم ساحت جغرافیای تاریخی را به فایده نزدیکتر می‌شود و هم ابعاد مغفول این دانش را مورد توجه بیشتر قرار می‌دهد. ابعادی که با بیان شواهدی که در ادامه می‌آید وضوح بیشتری خواهند یافت. شکل پیش‌رو گویای ارتباط ابعاد مختلف جغرافیای تاریخی با جغرافیای وجودی انسان است.[1]       

ارزیابی ظرفیت نمونه‌های جغرافیای تاریخی

در ادامه مباحث گذشته، لازم است نمونه‌های عینی و عملی از متون جغرافیای تاریخی با ملاحظه جغرافیای وجودی انسان مورد ارزیابی قرار بگیرد. برای این منظور، ابتدا بخش‌هایی از توصیفات بارتلد را از شهر قم، در کتاب جغرافیای تاریخی ایران آورده و مورد ارزیابی قرار می‌دهیم.

«ساکنان قم از همان سده دهم شیعه بودند. هرچند که جمعیت اعراب ساکن شهر از ایرانیان آنجا بیشتر بود. در سده چهاردهم قم یکی از مراکز با تعصب تشیع به شمار می‌آمد. در حال حاضر جمعیت اندکی به طور همیشگی در آنجا زندگی می‌کنند(تقریباً هفت هزار نفر)اما از نظر اهمیت مذهبی دومین شهر ایران پس از مشهد است و جمع کثیری از زوار از آنجا دیدار می‌کنند. مزار حضرت معصومه(س) خواهر امام علی بن موسی‌الرضا(ع) که در مشهد آرامگاه دارد در قم است. ساختمان امروزی آرامگاه را در سده نوزدهم فتحعلیشاه بنا کرد. تعدادی از شاهان ایران از سده هفدهم و بسیاری از شخصیت‌ها و مشایخ بزر در قم به خاک سپرده شده‌اند. راه از قم به ری از طریق پل دکاک مستقیماً رو به شمال از شهر کنارگرد می‌گذشت. دریاچه بزرگ حوض سلطان کویر در سال 1883به علت شکسته شدن سد واقع بر رود کوچک قره چای پیدا شد. به کرزن گفته بودند امین السلطان صدر اعظم از روی تعمد این سد را خراب کرده بوده‌است تا راه قدیم کاروان‌رو را آب بگیرد و کاروان‌ها مجبور شوند از راه جدیدی که وی احداث کرده بود و از آبادی‌های علی‌آباد و منظریه می‌گذشت عبور کنند. می‌گویند در سده چهاردهم راهی از سلطانیه پایتخت آن زمان ایران از طریق ساوه و آواه به قم و از آنجا به کاشان و اصفهان می‌رفته است»(ویلهلم بارتلد، 1930م، ص224).

از توضیحات کوتاه فوق که در مورد شهر قم است، نکاتی را که متناسب با تقسیم‌بندی تحلیلی ما است، انتخاب کرده و مورد ارزیابی قرار خواهیم داد.

  1. ساکنان قم از همان سده دهم شیعه بودند. هرچند که جمعیت اعراب ساکن شهر از ایرانیان آنجا بیشتر بود. در سده چهاردهم قم یکی از مراکز با تعصب تشیع به شمار می‌آمد
  2. در حال حاضر جمعیت اندکی به طور همیشگی در آنجا زندگی می‌کنند(تقریباً هفت هزار نفر)
  3. اما از نظر اهمیت مذهبی دومین شهر ایران پس از مشهد است و جمع کثیری از زوار از آنجا دیدار می‌کنند. مزار حضرت معصومه(س) خواهر امام علی بن موسی‌الرضا(ع) که در مشهد آرامگاه دارد در قم است. ساختمان امروزی آرامگاه را در سده نوزدهم فتحعلیشاه بنا کرد. تعدادی از شاهان ایران از سده هفدهم و بسیاری از شخصیت‌ها و مشایخ بزر در قم به خاک سپرده شده‌اند.
  4. راه از قم به ری از طریق پل دکاک مستقیماً رو به شمال از شهر کنارگرد می‌گذشت. دریاچه بزرگ حوض سلطان کویر در سال 1883به علت شکسته شدن سد واقع بر رود کوچک قره چای پیدا شد. به کرزن گفته بودند امین السلطان صدر اعظم از روی تعمد این سد را خراب کرده بوده‌است تا راه قدیم کاروان‌رو را آب بگیرد و کاروان‌ها مجبور شوند از راه جدیدی که وی احداث کرده بود و از آبادی‌های علی‌آباد و منظریه می‌گذشت عبور کنند
  5. می‌گویند در سده چهاردهم راهی از سلطانیه پایتخت آن زمان ایران از طریق ساوه و آواه به قم و از آنجا به کاشان و اصفهان می‌رفته است

از نکات یک و سه، جایگاه شهر قم به عنوان یک شهر مذهبی، با مردمی که به مذهبی بودن مشهورند حاصل می‌شود نکاتی که بیش از همه مربوط به منطقه عقل و علم و ایمان از مناطق جغرافیای وجودی انسان می‌شود. از نکته دوم چنین استفاده می‌شود که مردم قم در زمان ارزیابی نویسنده، در مضیقه بوده و نیازهای ابتدایی ایشان چندان فراهم نبوده است؛ که اگر غیر از این می‌بود، جمعیت ایشان بیشتر بود. این نکته در قلمرو حواس و خیال از ساختار وجودی قرار می‌گیرد. از نکات چهارم و پنجم، اهمیت راه‌ها در قم فهمیده می‌شود و این مسأله دلالت بر ارتباطاتی دارد که اهل قم با سرزمین‌های دیگر داشته‌اند، نکته‌ای که ارتباط مستقیم با منطقه وهم به دلیل عنصر ارتباط و منطقه علم از حیث ارتباطش با تجارت پیدا می‌کند. از نکته چهارم می توان به دخالت حکومت و منافعی که در آن مناطق داشته و به تبع این منافع آسیب‌هایی که در ساختار معیشت مردم ایجاد می‌کرده، پی برد. اما حاصل و جمع‌بندی نکات فوق را می‌توان در این ارزیابی خلاصه کرد که قم در این زمان وضعیت نابسامانی داشته است، در حالی که از اهمیت مذهبی و نظام عقلی مناسب و نیز راه‌های تجاری مناسب برخوردار بوده است. این تضاد و تناقض علتی جز ظلم و ستم حکومت مستبد نداشت. به این ترتیب از خلال نمونه مورد ارزیابی معلوم شد که چگونه جغرافیای تاریخی در نسبتش با جغرافیای وجودی انسان، می‌تواند تحلیلی تاریخی را در اختیار ما قرار دهد. البته پیداست که هر چه اطلاعات مندرج و مربوط به جغرافیای تاریخی بیشتر باشد، این نتایج مبسوط‌تر شفاف‌تر و قابل استنادتر خواهند بود. و معلوم است که در نمونه مورد ارزیابی دو حالت با دو نتیجه می‌تواند محتمل باشد، یکی فرض کافی بودن اطلاعات است و اینکه آنچه مثلاً بارتلد در کتاب خود آورده کافی بوده باشد که در این صورت ابعاد پررنگ و موجود در جغرافیای وجودی شهر قم، دلالت بر داشته‌ها و نداشته‌های این شهر دارد، دوم این فرض که اطلاعات بارتلد کافی نباشد که در این صورت به لیستی از خلل و فروج اثر او و ابعادی که می‌بایست بدان می‌پرداخت و نپرداخته است، دست یافته‌ایم.      

 نتیجه

جغرافیای تاریخی از جهات مختلف پیوند ویژه‌ای با انسان و علوم انسانی دارد زیرا تاریخ، جزء جدانشدنی آن است و این جزء جدا ناشدنی موضوعی جز سرگذشت انسان‌ها ندارد. توجه به این ارتباط و پیوند دادن جغرافیای تاریخی با ساختار وجودی انسان، که از آن به جغرافیای وجودی انسان تعبیر می‌کنیم، قلمرو وسیعی از موضوعات و محتوا را در اختیار ما قرار داده و این دانش را بیش از پیش در خدمت بشر قرار می دهد. فایده دیگر این ارتباط برچیده شدن مرزهای خودساخته‌ای است که در تعریف جغرافیای تاریخی به دلیل نگرانی از عدم استقلال در حیثیت این دانش ایجاد شده است. همچنین ارزیابی آنچه که در تواریخ محلی و سفرنامه‌ها و یا کتب مستقلّی که در خصوص جغرافیای تاریخی وجود دارد فراهم شده و متوجه خلأهای موجود و نیز غفلت‌های صورت گرفته خواهیم شد. چه بسا موضوعاتی که از چشم دور مانده باشند، در حالی که جزئی گره‌گشا در جغرافیای تاریخی محسوب شوند و از خلال مدل و نگرش مطرح شده بتوانیم از آنها بهره‌مند شویم.    

منابع و مآخذ

1-     قرآن مجید

2-     محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج90، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، 1403ق‏

3-     احمدرضا اخوت، تبیین عناصر ساختار وجودی انسان، قم، کتاب فردا، 1389

4-     ویلهلم بارتلد، جغرافیای تاریخی ایران، ترجمه همایون صنعتی زاده، تهران، بنیاد موقوفات دکترمحمود افشار، 1377

 

[1] شکل مذکور، حاصل تفصیل مباحث فوق و ملهم از کلماتی است که منسوب به امیرمؤمنان علی‌علیه‌السلام است. کلماتی که تفصیل آن در عبارات پیش‌رو خواهد آمد،  « اما آنچه در قرآن در ذکر زندگی انسان ها آمده است و اسباب آنها[را] خدای سبحان به ما آموخته که بر پنج وجه هستند: وجه اشاره، وجه عماره(آبادی)، وجه اجاره ، وجه تجارت و وجه صدقات. اما منظور از وجه اشاره این فرمایش خدای تعالی است: «وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبى‏ وَ الْیَتامى‏ وَ الْمَساکِینِ الْآیَةَ»( سوره انفال، آیه41) پس خداوند پنج یکِ غنایم را  برایشان تعیین کرد و خمس از چهار چیز جدا می شود: غنایمی که از[نبرد] با مشرکین به دست می آید  و از معادن و از گنجینه ها و از غواصی(و صید جواهرات دریایی)؛ سپس این جزء (یعنی پنج یک جدا شده) به شش جزء تقسیم  شده است که امام از آن بر می دارد: سهم خداوند و سهم رسول خدا صلوات الله علیه و اله  و سهم ذی القربا: سپس سه سهم باقی مانده بین یتیمان آل محمدصلوات الله علیه و اله  ومسکینانشان و در راه ماندگانشان تقسیم می شود سپس برای قائم به امور مسلمانان. بعد از آن، انفالی است که برای رسول خدا صلوات الله علیه و اله است که خدای تعالی در این باره می فرماید: «یَسْأَلُونَکَ الْأَنْفَالَ قُلِ الْأَنْفَالُ لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ»( سوره انفال، آیه1) پس آن را [به جهت تفسیر و فهم عبارت] تحریف کردند و گفتند یسئلونک عن الانفال و حال آنکه ایشان همه ی انفال را از رسول خدا صلوات الله علیه و اله برای خودشان طلب کردند؛ که خدای تعالی در جواب ایشان، آنچه پیش از این ذکر آن رفت را  فرمود  و دلیل بر آن، این فرموده ی خدای تعالی است: «فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَصْلِحُواذاتَ بَیْنِکُمْ وَ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ»( سوره انفال، آیه1)  که یعنی ملزم به طاعت خداوند شدند؛ به اینکه آنچه را که استحقاق آن را ندارند، طلب نکنند پس آنچه که برای خدای تعالی است و برای پیامبرش است، برای امام  است و برای او سهم دیگری نیز هست، از فیء، و فیء دو قِسم است بخشی از آن خاص امام است و  آن این فرموده ی خداوند عزوجل است در سوره ی حشر: «ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى‏ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرى‏ فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبى‏ وَ الْیَتامى‏ وَ الْمَساکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ» (سوره حشر، آیه7) و آن سرزمین هایی است که مسلمانان در تصرف آن اسبی نتاخته اند و دسته ی دوم، آنچه که به ایشان، در اصل باز می گردد و غصب شدند؛ خدای تعالی می فرماید: «إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً» (سوره بقره، آیه19) پس دنیا با همه ی امکاناتش برای آدم علیه السلام است به استناد اینکه خلیفه ی خدا در زمین اوست و سپس برای برگزیدگان است، کسانی که خداوند برگزیدشان و و معصومشان کرد و آنها خلفاء در زمین هستند پس زمانی که ظالمان، حقی را که خدا و رسول قرار داد، غصب کردند، و آن حق در دست کافران بر سبیل غصب قرار گرفت، تا اینکه خدای تعالی رسولش محمدصلوات الله علیه و اله را فرستاد پس [اختیار امور که در دست ایشان قرار گرفت] آنچه را که از ایشان غصب شده بود را با شمشیر پس نگرفتند پس آن حق مما افاءالله(آنچه که خداوند فیء قرار داد[نامیده] شد که یعنی آنچه خدا به آنها بازگرداند. و دلیل آن  این است که فیء به معنای راجع است. خدای تعالی فرمود: « لِلَّذِینَ یُؤْلُونَ مِنْ نِسائِهِمْ تَرَبُّصُ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ فَإِنْ فاؤُ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ»(سوره بقره، آیه221) که یعنی از ایلاء به نکاح باز گشتند. و این فرمایش خدای عزوجل که: «وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُما فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الْأُخْرى‏ فَقاتِلُوا الَّتِی تَبْغِی حَتَّى تَفِی‏ءَ إِلى‏ أَمْرِ اللَّهِ» (سوره حجرات9) که یعنی بازگردند. و به وقت نماز گفته می شود: فَإِذَا فَاءَ الْفَیْ‏ءُ، که یعنی فیء بازگشت پس نماز بخوانید. و اما وجه عمارت (از اقسام معیشت ها): این فرمایش خداست: «هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَکُمْ فِیها»( سوره هود، آیه61) خدای سبحان ما را آگاه کرد به اینکه او امرشان به آباد کردن کرد تا سببی برای معیشت هایشان باشد با آنچه که از دانه ها و میوه ها و آنچه شکل آنهاست که خداوند برای معایش آفریده ها قرار داده است. و اما وجه تجارت، این فرمایش خدای تعالی است: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا تَدایَنْتُمْ بِدَیْنٍ إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى فَاکْتُبُوهُ وَ لْیَکْتُبْ بَیْنَکُمْ کاتِبٌ بِالْعَدْلِ إِلَى آخِرِ الْآیَةِ»(سوره بقره، آیه282) که خداوند سبحان یادشان می دهد چگونه متاع را در سفر و حضر معامله کنند و چگونه تجارت می کنند وقتی که تجارت از اسباب زندگی ایشان است. و اما وجه اجاره(اجیر گرفتن) که خدای عزوجل می فرماید: « نَحْنُ قَسَمْنا بَیْنَهُمْ مَعِیشَتَهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِیَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِیًّا وَ رَحْمَتُ رَبِّکَ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُونَ» (سوره زخرف، آیه32) پس خدای سبحان ما را باخبر می کند به اینکه اجاره، یکی از معایش آفریده ها است زمانی که بر اساس حکمت، بین اولویت ها(همم)و اراده ها و سایر حالات مردم تفاوت وجود دارد(یعنی هر کسی  بهر کاری است و یک نفر نمی تواند همه ی مشاغل را داشته باشد) و همین موضوع را مایه ی قوام زندگی های خلق، قرار داده است؛ و آن اینگونه است که شخصی، شخص دیگر را به دلیل داشتن صنعت(مهارت) و کارها و احکام و تصرفات(اختیارات و امکانات)و املاکش به خدمت می گیرد. اگر شخصی از ما، احتیاج پیدا کند به اینکه  خودش بنّا باشد یا نجار باشد و یا سازنده ی چیزی از همه ی اقسام صنایع که به آن احتیاج دارد، و آنچه به آن احتیاج دارد از جمله تعمیر و اصلاح لباس را خود به عهده بگیرد، و از حاکم جامعه و دیگران [همگی مجبور به چنین کاری باشند،] احوال عالم به این شکل قوام نخواهد یافت و[ امور]برای او توسعه نمی یابد و عاجز خواهند بود. اما خداوند تبارک و تعالی تدبیرش را محکم کرد و آثار حکمتش را[ برای حل مسأله ی] تفاوت اهتمام ها و اولویت ها واضح کرد و همگی،   آنچه را که همتشان از آن روی گردان است، طلب می کنند؛ از آن چیزهایی که بعضی به بعضی دیگر وابستگی دارند و برخی به برخی دیگر کمک می کنند در مسایل و ابواب معایشی که، احوال آنها با آن سامان می یابد. و اما وجه صدقات: گروه هایی هستند که در حکومت نصیبی ندارند (یعنی قدرت اجتماعی ندارند) و در آبادانی حظ و بهره ای برایشان نیست و در تجارت مالی ندارند و در اجاره (اجیر کردن و اجیر شدن) شناخت و قدرتی ندارند، خداوند در اموال ثروتمندان، قوت و غذا و این که سرپا به مانند را سهمی برایشان قرار داده است. و خدای سبحان این موضوع را در کتابش تبیین کرده است. و سبب آن نیز چنین بود که وقتی رسول خدا صلوات الله علیه و اله  سرزمین های عرب را فتح می کرد، صدقاتی از آنها به او رسید که آن را مطابق با واجبات خداوند، در بین اصحابش تقسیم کرد. که از این بابت بزرگانی از مهاجر و انصار ناراحت شدند و دوست داشتند که پیامبرصلوات الله علیه و اله آن را، بین آنها تقسیم کند؛ پس آن حضرت را مورد طعن و کنایه قرار دادند و از ایشان به این دلیل، عیب گرفتند، که خداوند این آیه را نازل فرمود: «وَ مِنْهُمْ مَنْ یَلْمِزُکَ فِی الصَّدَقاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْها رَضُوا وَ إِنْ لَمْ یُعْطَوْا مِنْهاإِذا هُمْ یَسْخَطُونَ وَ لَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا ما آتاهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَیُؤْتِینَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ رَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ راغِبُونَ‏»(سوره توبه، آیه59) سپس تکلیف این موضوع را که این صدقات به چه کسانی تعلق دارد را روشن فرمود: «إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساکِینِ وَ الْعامِلِینَ عَلَیْها وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِی الرِّقابِ وَ الْغارِمِینَ وَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ إِلَى آخِرِ الْآیَة»(سوره توبه، آیه60)ِ پس خداوند سبحان به ما آموخت که رسول خدا صلوات الله علیه و اله چیزی از فرایض و واجبات را قرار نمی دهد مگر در جای مناسب خودش، به امر خدای تعالی عزوجل و این کار را به مقتضای صلاح و در کم و زیاد».( محمدباقر مجلسی، 1111، ج90، ص3)

 

/ 0 نظر / 12 بازدید