مهمترین تخصص در جهاد نرم

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها

به بهانه به نام سلام در نشریه کاشف:

پدر یکی از دوستانم بود سنّ و سالی از او گذشته بود و دیگر مثل سابق نمی‌توانست مغازه را اداره کند، «گفتم حاجی چرا کارگر نمی‌گیری؟ یکی که بتونه کمی از بار اداره این مغازه را از دوش شما برداره. گفت همین الان اگر یکی پیدا شه که بتونم به او اعتماد کنم، این کار را به دستش می‌سپارم و پول خوبی هم به او می‌دهم!»

کاری ندارم به این که آیا ایشان وسواس به خرج می‌داد یا کمی بدبینی داشت. اصلاً هم قبول ندارم، در این دوره و زمانه نمی‌توان به کسی اعتماد کرد اما حرف‌های حاجی چراغی را در ذهنم روشن کرد. و آن اینکه امانتداری سرمایه است، اصلاً کیمیاست موجب رونق است، خودش توان و قدرت است تخصص هم به آن اضافه شود نور علی نور است اما گاهی برخی از کارها تخصصش همان امانتداری است.مثل حفظ کردن گردنه کوه احد!

از آن روز ذهنم مشغول این پرسش است که چقدر قابل اعتماد هستیم؟ نه که فکر کنید منظورم این است خدای ناکرده دستمان کج است یا ... اصل امانتداری معیار دیگری هم برای سنجش دارد و آن احساس جدیت یا بازی نسبت به یک مسئولیت است. حاجیِ حکایت ما، واقعاً کارش با کارگری که دست‌پاک باشه راه می‌افتاد اما معیار امانتداری دزد نبودن نیست، معیارش زمین نگذاشتن باری است که به انسان محول شده است.

راستش را بخواهید این حرفی بود که از هفته پیش و بعد از پیشنهاد تشکیل گُردان ادبی علی‌بن الحسین(ع)در گلویم گیر کرده بود. راستی اگر امانتدار نیستیم، راهش این نیست که بار دغدغه‌هایمان را زمین بگذاریم راهش این است که امانتدار باشیم. امام سجاد(ع)  فرمود: «اذا قام قائمنا اذهب الله عزوجل عن شیعتنا العاهة و جعل قلوبهم کزبرالحدید و جعل قوّة رجل منهم قوّة اربعین رجلاً و یکونون حکام الارض و سنامها»(مشکاةالأنوار، ص79)

     

/ 0 نظر / 8 بازدید