ابزارهای دیدبانی در جهاد نرم!

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها

عادت کرده بود در بحث‌ها، سطح موضوع را به حداقل منتقل کنه و از منظر یک مُنکِر که هیچ چیز را قبول داره، آن را دنبال کرده و به جواب برسونه. اگر می‌تونستی مُجابش کنی، مطمئن بودی که یک دهری و یک بی اعتقاد را هم مجاب کرده‌ای حتی گاهی به نظر می‌اومد، قانع کردن یک لامذهب، از قانع کردن او،  راحت تره. خیلی خوبه آدم اعتقاداتش اینقدر پایه‌ای باشه توپ هم نمی‌تونه چنین اعتقادی رو بترکونه! اما یک اشکال بزرگ در این روش وجود داره و اون پرسه زدن در سطحی خاص از موضوعات و مسایله، لایه این جنس از بحث‌ها جدلی است و لایه جدل، نمیتونه پاسخگوی بسیاری از مسایل باشه، مثلاً در لایه جدل باید اون گزاره‌ای رو انتخاب کنی که طرف مقابل بپذیره و معلومه که گوینده از بسیاری نکات صرف نظر میکنه...

مثل وقتی که ادبیات، کودکانه باشه و مخاطب از تو توقع داشته باشه به‌گونه‌ای حرف بزنی که یک کودک بفهمه، در حالی که کودک نیست، مسلّم اینه که ادبیات کودکانه مفید هست اما در جای خود. و اصرار بر اون در همه جا یعنی محروم ماندن از نکاتی فراوان.  علامت اصرار بر ادبیات کودکانه و حداقلی، رویکرد شکّاکانه و در قالب رگباری از سؤالاته...   این روش و ادبیات در زاویه‌ای دیگر به نوعی نقدِ سلبی ختم میشه، نقدی که فقط نقاط منفی رو رصد میکنه، غلط می‌گیره اما هیچ نقطه مثبتی نمیتونه او رو به وجد بیاره، به حمد وادار کنه و به سجده بیندازه، این روش میتونه بگه که یک موضوع، عیب داره یا نه؟ باید از بیرون و از جایی دیگه موضوعی رو پیدا کنی و بیاری تا درباره اون نظر بده؛ خودش چیزی رو نمی‌سازه، گاهی سازنده، همون دشمنه و اگر او نسازه، این سیستم فشل و معطل می‌مونه. یک نگاه به جامعه بندازید، ببینید با اون که ساختاری اسلامی داریم اما مثلاً تولید یک کتاب، اگر چه خیلی هم مهم باشه، کسی متوجه اون نمی شه. اما همین جامعه، خیلی خوب متوجه نقاط ضعف یا انحرافات می‌شه. اگه معلمی سر یک کلاس معجزه هم کنه، کسی متوجه نمیشه، اما اگر ضعفی داشته باشه به او تذکر داده میشه. سطحی محدود از تسبیح را داریم اما تا حمد فاصله بسیاره! یعنی در خوش‌بینانه ترین حالت، نیمی از بینایی ما فعاله در حالی که دیدبانی در جهاد نرم وابسته به همه چشم و همه بینایی است. اصلاً پدیده چشم،  در جهاد نرم، وابسته به حمد و شکره؛ نشنیدید به کسی که قدر شناس نیست و ناسپاسه، میگن:  «بی چشم و رو»؟ کافیه توی یک جلسه، مبحثی ما رو اقناع نکنه، کافیه ادبیات یک متن درسی، به نظرمون نامأنوس برسه، کافیه... نه که فکر کنید منظورم اینه که ناسپاس هستیم یا به ضرب و زور و با ظاهرسازی لبخندی بزنیم و ادعای رضایت داشته باشیم.  فقط مراقب باشیم که جهاد نرم مجاهدانی تیز چشم نیاز داره، دیده‌بان‌هایی که، هم نقاط ضعف رو رصد کنند و هم شگفت‌زده نعمت‌هایی باشند که در اون غوطه‌ور هستند. امام سجاد(ع)  فرمود: «اذا قام قائمنا اذهب الله عزوجل عن شیعتنا العاهة و جعل قلوبهم کزبرالحدید و جعل قوّة رجل منهم قوّة اربعین رجلاً و یکونون حکام الارض و سنامها»(مشکاةالأنوار، ص79)

/ 1 نظر / 7 بازدید
صادقی

سلام به استاد محترم فکر میکنم اینکه کسی دیر قانع میشه همش بخاطر نخواستن خودش نیست