به بهانه سوره مبارکه طارق

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏ وَ السَّماءِ وَ الطَّارِقِ (1)وَ ما أَدْراکَ مَا الطَّارِقُ (2)النَّجْمُ الثَّاقِبُ (3)إِنْ کُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَیْها حافِظٌ (4)فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسانُ مِمَّ خُلِقَ (5)خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ (6)یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ (7)إِنَّهُ عَلى‏ رَجْعِهِ لَقادِرٌ (8)یَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ (9)فَما لَهُ مِنْ قُوَّةٍ وَ لا ناصِرٍ (10)وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ (11)وَ الْأَرْضِ ذاتِ الصَّدْعِ (12)إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ (13)وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ (14)إِنَّهُمْ یَکیدُونَ کَیْداً (15)وَ أَکیدُ کَیْداً (16)فَمَهِّلِ الْکافِرینَ أَمْهِلْهُمْ رُوَیْداً (17)

از هر مثلِ من، تا تو که بی‌نهایتی، طریقی است برای طی شدن که اگر  این طریق نبود، دلیلی نبود برای دلالت یافتن بی سر و پا دلی که به تو دلالت یافت و با این دلالت حفظ شد!

نمی دانم از کی با من بوده‌ای اما من خلاصه‌ام در نطفه‌ای که با خیال تو طی شد! خیالت را که از من برداری افشا می‌شود که نیستم و چگونه می‌توان اطلاق بودن کرد به کسی که همه قوت و ناصرش برای بودن، تصوّر تو بوده است. اگر به چشم رسید این نطفه و اگر گوش و قلب یافت این ماء دافق، و اگر دست و پا پیداکرد، همه از صورت خیال تو بود.

 خیال تو آسمان من است آنجا که قسم مؤکد است به امکان پیوسته رفتن و بازگشتن ازتو به تو؛ و این کثرت رفت و برگشت در خیال توست، که نطفه‌ بی‌مقداری را آسمانی کرد!   

خیال تو همه من است که همه چیزِ من به وقت مرگ جیفه‌ای نیست که تا اعماق زمین پایین برود و در تنهایی بپوسد.  در قبر هم این خیال توست که طریقی می‌سازد از من تا به تو   که خدای تعالی فرمود: والارض ذات الصدع 

خیال تو که با من است بیمی از آبرو ندارم که من از خیال توکفن بافته‌ام و به فصل روییدن در رستاخیز خیال توست که پوشیده و محفوظ برمی‌خیزم!

خیال تو زبان من است و به تعلیم خیال تو زبانم گشوده شد و قول و کلام تو بود که مسیرخیال پردازی‌هایم را چنان فراهم کرد که از خیالت نلغزم!

مرا از کمین راهزنان چه باک! که فصل خیال تو از هزل و بیهودگی، به اعجاز مهلت، زمستان را طی می‌کند و در محشر بهار، خیل بذرهای خیالت، اسرار را افشا خواهندکرد! 

/ 8 نظر / 8 بازدید
بانوی معصوم

بی نظیر بود!! شما توانایی هایی ادبی تون رو بروز نداده بودین! غافلگیر شدم! بی اجازه رفت برای کاشف!

سید

سلام و ادب خیلی زیبا بود تشکر فراوان

مسطور

سلام ربط واژه خیال که از این جمله شروع می شود"می دانم از کی با من بوده‌ای اما من خلاصه‌ام در نطفه‌ای که با خیال تو طی شد! " را با سوره نمیفهمم؟! چرا واژه خیال؟ از دری گرفته شده است؟

شریعتمداری

خیلی وقت بود با این سبک ننوشته بودید. و چه سبک عالی ای.

نردبان

شاید خیال فهم مطلب نروبوده بود که برای اتصال مطالبش به ده باره قرائت شد و چه نیکو سخن رانده شده بود از برای وصلِ هزلِ کیدِ کفر و فصل قولِ صدعِ رجع، که حفاظ از سرائر انسان بر می دارد و ناصر و قوه ای می شود برای بیان دافق انچه در پس فهمش ره یافته است که طی شدن این، خود نشان از نجمی ست و آسمانی و طارقی.

کاظم لو

بی شک قلمتان آسمانی است که این قدر زیبا طی طریق می کند

مسطور

ممنون از پاسختان ولی دقیقا ارتباط این انتخاب واژه و وجه را با سوره متوجه نمیشوم

باباشاهی

هر دو یا سه متن یکبار این طور نوشتن لازم است انگار و گرنه می میریم از هوای سردی که هست