دیپلماسی قطعنامه حمایت می شود اما تبریک و دست مریزاد ندارد!

بسم الله الرحمن الرحیم 

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها

واکنش انسانها به حقیقت متفاوت است، و این تفاوت حاصل وابستگی آنها به عقبه­ای از پس زمینه­ها و بسترهایی است که ظرف ادراکی او را ساخته­اند، اینکه برخی حقیقت را تلخ میشمارند یا آن را به چشم شیری مهیب می­بینند که منجر به رمیدن آنها می­شود، حاصل همین وابستگی است. سخت­ترین کار در چنین جامعه­ای قیام در راه حق است و جامعه با این کیفیت در حکم کودکی است که ترسیدن بیمارگونه­ او اجازه نزدیک شدن طبیب را نمی­دهد و به تبع مداوای او نیز صعب و سخت خواهد بود.

در این میان نکته­ای را نباید از نظر دور داشت و آن این که همان انسان­هایی که متأثر از پس زمینه­ها هستند، خود اصلی ترین مؤلفه در شکل­گیری بستر و پس­زمینه محسوب می­شوند. ملاحظه این نکته در کنار بیان گذشته، نتیجه مهمی را سامان می­دهد و آن این که واکنش انسان­ها به حقیقت حاصل نسبت ارتباطی آنها با انسان­های دیگر است. به بیان روشن­تر چهار مرحله­ای که در مقاله گذشته از آنها به عنوان مراحل عقلیِ ساختِ یک نظام قرآنی یاد شد، یعنی بستر سازی، کادرسازی، مدل­سازی و نهایتاً نظام سازی،  بیش از هر چیز متأثر از آن عنصری است که از آن به عنوان کادر یاد کردیم.

  • به این نکته دقت شود که رسول خدا(ص) در بستری که به شدت متأثر از جهالت انسان­ها بود، به دنبال انسان­هایی می­گشت که به او ایمان بیاورند.یعنی از یک بستر ناآماده، به دنبال تراشیدن کادر لازم و صالح بود تا بتواند جامعه کوچکی از آنها را به عنوان مدل بسازد و رونوشت­های آن مدل و قالب را برای تحقق ظَهر و غلبه دین حق بر همه دین­های دروغین به­کار بگیرد. در این میان تنها ابزار او قیامی است که عین وحی است که در پیامبری از جنس بشر یعنی خود ایشان متجلی شده است. همه چیز پیامبر(ص) ابتدائاً در خود او خلاصه می­شود و علی(ع) و خدیجه(س) که به مثابه خود اویند و اگر کسی میخواست او را به سخره بگیرد همین که ایشان حرفی بزند و کسی مثل علی(ع) هم شاهد او باشد کافی بود...(خطبه قاصعه)
  • سهمگین ترین قسمت قیام همینجاست یعنی آنجا که پیامبر باید بگوید خدا از بین همه افراد با من سخن گفته است و از کلامی تعریف کند که خود آورده است و انسان­ها را به مرام خود دعوت کند، علی(ع) هم سر تکان بدهد و  تأیید کند! اگر شنیدی که در سوره­ای گفته شد، ای جامه بخود پیچیده قیام کن و انذار بده، و لباست را که به انواع تهمت و تعرض آلوده شده را پاک کن و لب بازکن و تکبیر بگو تعجب نکن چون، همه این فعل­های امر از آن روست که موانع قیام سهمگین است و اوج این سهمگینی آنجاست که هر چه از بزرگی قرآن بگویی و زیادت آن دلالت بدهی اینگونه تلقی شود که منت می­گذاری و فخر می­فروشی!(ولاتمنن تستکثر). وای خدا! چقدر سخت است برای ولی الهی اینکه مجبور شود بگوید انا ابن کعبه و مِنا! انا ابن زمزم و صفا!... و چقدر دلچسب و ضروری است اینکه همه این حرف­ها از کس دیگری شنیده شود، یکی دیگر بگوید تا او مجبور نباشد طرف شود با بستر و معرکه­ای که همه میپندارند او خودرأی است یا خودشیفته است یا به خود و در جهت منافع خود دعوت می­کند و ...
  • نمی­دانم امام(ره) چه حالی داشت وقتی که می­گفت: ولایت فقیه ولایت رسول الله است! چه حالی داشت وقتی که ولایت فقیه را عمود خیمه اسلام معرفی میکرد چه حالی داشت وقتی که شکست جمهوری اسلامی را شکست اسلام معرفی میکرد وقتی که می­گفت پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد و...این مرد چگونه توانست چنین کلماتی را بگوید! او چه کرد؟این حرف­ها چه معنی داشت؟حاصلش غیر این بود که گفته­است از نظر من تبعیت کنید! این نظر که نظر من است، همان نظر خداست!
  • امام راحل(ره) با به ­کار بردن تعبیر جام زهر، دو ساحت از شرایط را ترسیم کردند، یکم شرایطی که اساسش قواعد رایج تحلیلی است و شکست و پیروزی و کلیدواژگان دیگر، معنایش چیزی متفاوت با آنچه در معادلات معمول است تحلیل نمی­شود. گرانی، گرانی است و همان اثری را ایجاد میکند که در بلاد کفر. تورم، بیماری هلندی، نقدینگی، رکود، پیشرفت همگی منظم به نظم جهانی است. بله با این ملاک اگر گلوی تو را فشردند باید با هر ابزار رایجی که هست این فشار را برداری.  دوم شرایطی که شبیه­ترین مثل به کربلاست؛ فقر و فشار و تحریم، نبرد نابرابر، توان یک به صد و همه و همه بهانه­ای برای بروز انفاق اغنیا، توسعه زیرساخت­های کشاورزی، بنای صنعت هماهنگ با مقاومت یا به بیان دیگر اقتصاد مقاومتی است. فشار به معنی فشار نیست به معنی همدلی است و محدودیت یعنی عرصه جدید و... . حال اگر امام راحل(ره) فرمودند پذیرش قطعنامه، معنایش گوارایی و هینئاً مریئاً بودن نیست. جام زهر جام زهر است و در آنجایی تحقق میابد که مرگ بر امریکا را فرهنگ نکرده باشی و به تفصیل نرسانده باشی در این شرایط مطابق با قواعد معمول مذاکره صورت میگیرد حمایت هم می­شود اما هرگز دست مریزاد ندارد دیپلماسی پذیرش قطعنامه، ایدآل نیست، جام زهر است! جام زهر تحت شرایطی حمایت می­شود اما تبریک گفتن ندارد!  
  • این روزها، خیلی دلم می­خواهد بشنوم که شیر مرد یا شیر زنی بگوید: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏ یا أَیُّهَا الْمُدَّثِّرُ قُمْ فَأَنْذِرْ وَ رَبَّکَ فَکَبِّرْ وَ ثِیابَکَ فَطَهِّرْ وَ الرُّجْزَ فَاهْجُرْ وَ لا تَمْنُنْ تَسْتَکْثِرُ وَ لِرَبِّکَ فَاصْبِرْ ...       
/ 5 نظر / 6 بازدید
خوش اخلاق

سلام علیکم بسم الله الرحمن الرحیم یا حی یا قیوم برحمتک استغیث فاغثنی، اللهم زحزحنی عن النار و ادخلنی الجنه و الحقنی بابی محمد(فکان امیر المومنین یقول لها یعافیک الله و یبقیک فتقول: یا ابا الحسن ما اسرع اللحاق بالله) آقای رجبعلی متنهایتان بوی حضرت زهرا رو میده نمیدونم شاید حس منه اما شدید دل آدم رو فاطمی میکنه. خدا رو شکر دوستانی داریم که ما را یاد مادرمان حضرت زهرا(س) میندازند..

باباشاهی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏ یا أَیُّهَا الْمُدَّثِّرُ قُمْ فَأَنْذِرْ وَ رَبَّکَ فَکَبِّرْ وَ ثِیابَکَ فَطَهِّرْ وَ الرُّجْزَ فَاهْجُرْ وَ لا تَمْنُنْ تَسْتَکْثِرُ وَ لِرَبِّکَ فَاصْبِرْ ... خیلی دوست دارم به خانم زینب کبری که مصداق اصیل شیرزن هستند نزدیک شوم اما در این مورد خیلی خودم را در این حد می بینم که از باب ارادت به سوره مدثر و بهترین کامنتی که می شود برای این متن نوشت این آیات را بنویسم

کاظم لو

چه هوشمندانه و زیبا حق را ابراز کرده اید و همیشه قاصرم از توصیف قلم شما و امیدوارم که ما هم به برکت مدرسه قرآن بتوانیم واکنشی درست در مورد حق داشته باشیم و از کوفیان نباشیم به برکت الرحمانی که علمه البیان آموخت.

ياس

امام خامنه‌اي(۱۳۸۴/۰۵/۰۵) : "ارزش اباالفضل العباس به جهاد و فداكارى و اخلاص و معرفت او به امام زمانش است؛ به صبر و استقامت اوست؛ به آب نخوردن اوست در عين تشنگى و بر لب آب، بدون اين‌كه شرعاً و عرفاً هيچ مانعى وجود داشته باشد. ارزش شهداى كربلا به اين است كه از حريم حق در سخت‌ترين شرايطى كه ممكن است انسان تصورش را بكند، دفاع كردند .... شهيد شدنِ اين‌طورى ... با شهيد شدن در صحنه‌ى كربلا، با آن غربت، با آن فشار، با آن تشنگى، با آن تهديد به اذيت و آزار كسان انسان، خيلى تفاوت دارد. انسان خيلى اوقات مى‌گويد من حاضرم در اين ميدان جانم را بدهم؛ اما چه‌كار كنم، بچه‌ام دارد از گرسنگى يا از بى‌دارويى مى‌ميرد؛ اين مى‌شود يك بهانه براى انسان. انسان گاهى ملاحظه‌ى ناموس خودش را بيشتر از جانش مى‌كند؛ ملاحظه‌ى بچه‌ى شيرخوارش را بيشتر از جانش مى‌كند. انسان در اين ميدان برود، بچه‌ى شيرخوارش هم باشد، زنش هم باشد، مادرش هم باشد، ناموس‌اش هم باشد، همه‌ى اينها هم در معرض خطر قرار بگيرند و پايش نلرزد؛ ارزش اباالفضل، ارزش حبيب‌بن‌مظاهر، ارزش ... در اينهاست." ما كجاييم؟؟!!! آقا اباالفضل دستمان را بگير در اين روزهاي سخت امتحان

حر

پس از مدتها وبلاگ بروز شد ... با نهایت احترام دعوتید استاد ....