الفبای آموزش در جهاد نرم

 

آمده بود بپرسد که چه سیر مطالعاتی باید داشته باشد، که با جواب عجیبی مواجه شد؛ جوابی که اصلاً انتظارش را نداشت. عبدالعلی با کسی در این زمینه­ها تعارف نداشت؛ کتاب لقاءالله را هم که می­آوردی اگر مناسب حال تو نبود، می­گفت که نباید بخوانی. نه که بگوید چون در سطح آن نیستی؛ می­گفت الان که این کتاب را بخوانی فکر می­کنی خواندی و به موضوعاتش مسلط هستی و در زمان لازم نمی­توانی از آن بهرمند شوی! همین منطق با متغیرهای دیگری قابل انطباق با دیگر کارهای ما، مثلاً  لیست­های بلند بالایی که برای سیرهای مطالعاتی در نظر می­گیریم، هست. 

عادت کرده­ایم به چند نوع غذا و خورشت و این را می­توان از سفره­های رنگین میهمانی­هایمان فهمید. معمولاً به طبیب هم که مراجعه می­کنیم می­پرسیم چه دارویی باید بخوریم و حال آنکه شفا در چیزهایی است که نباید خورد. با همین منطق گاهی پیامی از یک دوره آموزشی در سیر ساده خودش وجود دارد که اگر مجالی باشد و شلوغی بگذارد که صدا به صدا برسد، آن پیام شنیده می­شود اما وقتی اطرافمان را برای هر چه پربارتر شدن شلوغ می­کنیم هیچ پیامی به گوش نخواهد رسید. وای خدا چقدر شیرین هستند موضوعاتی که حوصله بسیاری را سر می­برند از بس که واضحند اما در حکم معادن علم هستند و چقدر عزیزند افرادی که کارشان بازخوانی بدیهی­هاست. آب، خورشید، ماه، دست، چشم و غیر آن، مهمترین موضوعاتی هستند که دوباره باید تعریف شوند تعریفی که هم پیچیده نباشد و هم ادعای دانستن را بشوید و تطهیر کند.

در بسیاری موارد احساس پیچیدگی حاصل یک نگاه و ذهنیت پیچیده­ساز است ممکن است موضوعی به همین دلیل و اختلال پیچیده به نظر برسد. سیر و جریان جهاد نرم به رغم نما و ظاهرش که پیچیده به نظر می­رسد، -که البته همین نمای پیچیده نیز محصول عادت به سفره­های رنگین است- کاملا ساده بوده و پیام­هایش رسا و واضح است. اصلاً انحراف است که احتیاج به پیچیدگی دارد تا بتواند بپیچاند و گرنه جهاد به شفافیت همان مجاهدانی است که خداوند ضعف را از ایشان خواهد زدود و آنها را سروران زمین خواهد کرد و قوت هر یک را معادل با توان چهل مرد خواهد نمود. امام سجاد(ع) فرمود: «اذا قام قائمنا اذهب الله عزوجل عن شیعتنا العاهة و جعل قلوبهم کزبرالحدید و جعل قوّة رجل منهم قوّة اربعین رجلاً و یکونون حکام الارض و سنامها»(مشکاةالأنوار، ص79) 

/ 3 نظر / 7 بازدید
شریعتمداری

بسیار عالی. چه چیزهایی را نباید بخوریم. انحراف است که نیاز به پیچیدگی دارد. دوباره به واضحات و مبرهنات نگاه کنیم، تعریف شان کنیم

خوش حال

زمانه ایست که شفافیت، پیچیدگی معنا می شود و حرف های ساده ،سخت و پیچیده خوانده می شود محبت و انس است که گرد پیچیدگی را از شفافیت پاک می کند و چقدر عزیزند انها که می فهمند باید سفره های ساده اهل بیت را به سفره های رنگین مورد پسند خود ترجیح دهند تا ساده دیدن و شفاف دیدن پس زمینه نگاهشان شود

...

بسم الله النور نیازِ تجربه ی شیرین رافع نیاز شدن، در عین نیازمندی خودت ؛ به جایی می رساندت که قید همه آن دست و پاگیر ترین حواشی را یکجا بزنی... صاف کرده ای حساب خودت را با هر آنچه که خودنمایی و رونمایی ست و چقدر خوب می شود که بدون فریاد؛ استیصال و کم صبری ات کشف و درمان می شود. و چه خوب که خدا تنها بندگانش را برای خودش می خواهد؛ آنجا که قصد بازگویی داری و نمی گذارد. همین بس که گاها اثر یک دارو در مجاورت شلوغی چند مدل غذا فزونی یافته و اگر قصد کرده باشی که درمان بپذیری، نوعا پزشک، فهرست آن غذاها را هم ضمیمه ی نسخه اش می کند و قلبت تسکین می یابد از این همه اعتماد...